تبليغاتX
اعترافات یک ذهن خطرناک. زندگینامه
کریس دی برگ _ دورز

سلام امیدوارم خوب باشین با بیوگرافی The doors برگشتم  البته تایادم نرفته باید تشکر کنم از دوست

و خواهر عزیزم سارا خانوم که زحمت ترجمه  بیوگرافی رو  کشیدن و با بزرگواری اجازه استفاده این مطلب

رو از وبلاگشون بهم دادن آدرس وبلاگ قشنگشون در انتهای همین بیوگرافی قید شده که حتما ازش

دیدن کنید چون واقعا ارزششو داره

the doors

بیوگرافی گروه:

سبک خوانندگی:راک

سالهای فعالیت:دهه 60

اعضای گروه:

خواننده:جیم موریسون

گیتار:رابی کریگر

ارگ،پیانو و کیبورد باس:رای مانزارک

طبل:جان دنسمور

این گروه که یکی از بانفوذترین و بحث انگیزترین گروههای دهه شصت میباشد درلوس انجلس امریکا توسط دو دانشجوی فیلم یو سی ال ای به نامهای جیم موریسون و رای مانزارک بنیاد نهاده شد.نام گروه الهام گرفته ازنام کتابیست که بوسیله ادوس هاکسلی نوشته شده بود به نام:

The doors of perception

که خود این نام هم قرض گرفته از خطی از شعر ویلیام بلیک شاعر معروف قرن هجدهم است.بعد از مدتی، دیگر اعضای گروه به نامهای رابی کریگر و جان دنسمور به گروه ملحق شدند.گروه هرگز نوازنده باس استخدام نکرد و رای مانزارک با ارگ الکترونیک خود جای نوازنده باس را پر کرد و صدای عمیق و شعرهای تاثیر گذار جیم موریسون قدرت گروه بود.گروه در سال 1966 قراردادی را با شرکت الکترا ریکوردز امضا کرد و البوم اول خود به نام خود گروه را منتشر کرد.

البوم اول در عصر خود یکی از هیجان انگیزترین البومها بود. گروه مانند هیچ یک از گروه های هم دوره خود نبود.

جان موریسون به دلیل شعرهایش ،نحوه خواندنش و حضور جادویی اش در کنسرتها خیلی زود تبدیل به یک ستاره شد.البوم دوم هم به موفقیت البوم اول رسید.

مانزارک و موریسون برای یکی از تک اهنگ ها به نام

Break on through

کلیپی رو کارگردانی کردند که سنگ بنایی در توسعه کلیپ های موسیقی محسوب میشود.

البوم سوم کمی با انتقاد همراه بود وگفته شد که تقلیدی از کارهای اولیه است.گروه بعد از ان دو البوم دیگر با موریسون پر کردند.

تمرکز گروه از همان ابتدای کار بر روی خواننده گروه به دلیل گیرایی خاص او بود اما او از همان اغاز بی ثباتی خود را ثابت کرده بود.در سال 1966 موریسون به دلیل کارهای نامتعارف در کنسرتی در میامی دستگیر شد.حادثه ای که تقریبا گروه را از خط اصلی خود خارج کرد.اما با اینحال گروه البوم ها و تک اهنگهای موفق دیگری را در سال 1971 بیرون داد.با تکمیل البوم

L.A woman

موریسون به پاریس رفت و در انجا به دلیل مصرف بیش از حد مواد مخدر جان سپرد.گروه سعی کرد که بدون او ادامه دهد اما بالاخره انها از هم جدا شدند.جیم موریسون در نیمه دهه هشتاد به همان اندازه دهه شصت یک ستاره بود.کمپانی الکترا در طول سالها تعداد بسیار زیادی از البوم ها و کنسرت های زنده انها را به فروش رساند و همچنین کتابفروشی ها پر از کتابهایی از بیوگرافی گروه و جیم موریسون بود.

در سال 1991 الیور استون بر اساس سرگذشت گروه فیلمی را ساخت که در ان وال کیلمر نقش موریسون را بازی کرد.

همچنین بسیاری ار ترانه های انها به صورت ریمیکس در بازی های رایانه ای و ویدیویی استفاده شده است.

Doors, The :: Doors, The :: Light My Fire
You know that it would be untrue
You know that I would be a liar
If I was to say to you
Girl, we couldn't get much higher
Come on baby, light my fire X2
Try to set the night on fire
The time to hesitate is through
No time to wallow in the mire
Try now we can only lose
And our love become a funeral pyre
Come on baby, light my fire X2
Try to set the night on fire, yeah
The time to hesitate is through
No time to wallow in the mire
Try now we can only lose
And our love become a funeral pyre
Come on baby, light my fire X2
Try to set the night on fire, yeah
You know that it would be untrue
You know that I would be a liar
If I was to say to you
Girl, we couldn't get much higher
Come on baby, light my fire X2
Try to set the night on fire X4

اتشم را بیافروز

تو میدانی که این دروغ خواهد بود

تو میدانی که من دروغگو خواهم بود

اگر مجبور شوم به تو بگویم

دختر ما نمیتوانیم به بالاتر برسیم

زود باش عزیزم اتشم را بیافروز

سعی کن شب را روی اتش بگذاری

زمان تردید در میان است

فرصتی برای غلتیدن در باتلاق نیست

الان تلاش کن ما تنها میتوانیم ببازیم

و عشق ما هیزم تشییع جنازه میشود

زود باش عزیزم اتشم را بیافروز

سعی کن شب را روی اتش بگذاری

زمان تردید در میان است

فرصتی برای غلتیدن در باتلاق نیست

الان تلاش کن ما تنها میتوانیم ببازیم

و عشق ما هیزم تشییع جنازه میشود

زود باش عزیزم اتشم را بیافروز

سعی کن شب را روی اتش بگذاری

تو میدانی که این دروغ خواهد بود

تو میدانی که من دروغگو خواهم بود

اگر مجبور شوم به تو بگویم

دختر ما نمیتوانیم به بالاتر برسیم

منبع : وبلاگ سرگیجه
 

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1384ساعت 11:40  توسط فرشاد   |